نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

وقتی معامله گران دستور توقف را وارد نمی کنند چه اتفاقی می افتد؟ 18 دلیل برای اینکه چرا باید از دستورات توقف ضرر استفاده کنید.

منبع: مقالات آقای جیسون سن معامله گر حرفه ای با ۳۴ سال تجربه معامله گری در بازارهای مالی.

آدرس سایت daytradeideas.co.uk

1- هیچ معامله‌گری که فرصتی را می‌بیند، باور نمی‌کند که معامله بازنده خواهد بود.
2- با این حال، معامله گر باتجربه می داند که زیان بخشی از کار است و باید به درستی مدیریت شود.
3- معامله گران بی تجربه معتقدند که می توانند برای فعال کردن توقف دستی به خود اعتماد کنند. آن‌ها فکر می‌کنند زمانی که قیمت به سطح توقف ضرر «ذهنی» آن‌ها می‌رسد، برای خروج از معامله به اندازه کافی نظم و انضباط خواهند داشت.
4- با این حال، معامله‌گر با تجربه می‌داند که این اتفاق بسیار بعید است، زیرا در این مرحله است که معامله‌گران بی‌تجربه می‌ترسند که درست قبل از معکوس شدن قیمت، خارج شوند.
5- معامله‌گران بی‌تجربه در موقعیت‌های قبلی که این اتفاق افتاده است، ترسیم می‌کنند و خود را متقاعد می‌کنند که این اتفاق دوباره رخ خواهد داد.
6- معامله‌گر باتجربه می‌داند که باید به‌طور خودکار از سطح توقف ضرر از پیش تعیین‌شده خارج شود تا نسبت ریسک به پاداشی که معامله را ارزشمند می‌کند حفظ کند.
7- معامله‌گران باتجربه می‌دانند که خروج خودکار از موقعیت در سطح توقف ضرر از پیش تعیین‌شده به آن‌ها امکان می‌دهد فوراً به سمت فرصت معاملاتی بعدی حرکت کنند – که می‌تواند به بازگرداندن ضرر و حتی کسب سود ناچیز کمک کند.
8- با این حال، معامله گر بی تجربه از نظر عاطفی درگیر تجارت بازنده می شود که به احتمال زیاد بیشتر در برابر معامله گر حرکت می کند و ضرر را افزایش می دهد.
9- این نه تنها ضرر احتمالی در معامله را افزایش می دهد، بلکه باعث می شود معامله گر شروع به وحشت کند، سعی کند دوباره بازار را حدس بزند، امیدوار باشد و دعا کند که معامله کار کند.
10- در چنین وضعیت روحی ضعیفی، تاجران بی تجربه دیگر به وضوح فکر نمی کنند، زیرا آنها صرفاً توسط ترس و طمع هدایت می شوند.
11- حتی اگر قیمت‌ها شروع به حرکت در جهت سودآوری کنند، معامله‌گر نمی‌داند معامله را اجرا کند یا با ضرر کوچک فرار کند، منجمد شده است.
12- در تمام مدت یک معامله گر بی تجربه عادت های بدی را تقویت می کند که می تواند منجر به تجارت بی انضباط بیشتر شود.
13- معامله گر باتجربه قبلاً به فرصت معاملاتی بعدی رفته است و ممکن است ضرر کوچک را از قبل جبران کند. معامله‌گر بی‌تجربه، در حالی که تجارت زیان‌ده را پرستاری می‌کند، یک تجارت بالقوه سودآور را از دست داده است.
14- سپس برخی از معامله‌گران بی‌تجربه تصمیم می‌گیرند به‌جای خروج، به‌عنوان میانگین در معامله بازنده (با افزودن به موقعیت در یک قمار ناامیدکننده) میانگین بگیرند. وقتی قیمت‌ها در جهت اشتباه حرکت می‌کنند، زیان‌ها بزرگ‌تر می‌شوند و خطر از دست دادن همه چیز را دارند.
15- در بدترین حالت، زیان افزایش می یابد و تا زمانی که معامله گر بی تجربه دیگر نتواند این درد را تحمل کند، افزایش می یابد. وحشت شروع می شود و معامله گر را مجبور می کند از موقعیت خود خارج شود و ضرر بزرگی به دست آورد. یا ضرر آنقدر زیاد است که کارگزار مجبور به بسته شدن معامله می شود.

16- معامله گر بی تجربه اکنون کاملاً گم شده است و نمی داند چگونه ضرر را جبران کند. این در صورتی است که حتی وجوه کافی برای معامله مجدد در حساب باقی مانده باشد. معامله گر که از ترس غرق شده است قادر به تصمیم گیری منطقی نیست.
17- در مرحله بعدی معامله گر ممکن است عصبانی شود و تلاش کند تا ضرر را در یک معامله بزرگ جبران کند. به این معامله انتقامی گفته می شود، زمانی که معامله گر بازار را مقصر ضرر می داند نه خود را.
18- اغلب اوقات معامله انتقامی منجر به ضرر بزرگ دیگری می شود که گاهی اوقات حساب را کاملاً از بین می برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.